بشنو
دارم میمرم
نپرس
این شرط دوستی
این وعده ساحل
هم رنگی دیگری
این چارهء غم نیست
این گریهء شمع را
با صد دو صد سال
در چهرهء گلبرگ
با هر سکوت فصل
خواهد تو نوشتی
یک روز دو روز نیست
این فاجعهء سرد
در یاسمن صبح
با پیرهن زرد
با دسته گل یاّس
خواهی تو سپردی
آخیر گناه من
یگ باره تو گفتی
من ابر مسافر
در گوشهء هر مرز
سرگردان و حیران
بستم و رفتم
نویسنده:
گیسو
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ساعت ۶:۳۹ ق.ظ توسط گیسو یاری
|